KaMNazir | مجله اینترنتی کم نظیر

تفریحی ,سرگرمی ,آموزشی ,فال و طالع بینی ,طراحی سایت , تازه های فناوری

مسایل زناشویی , آموزش زناشویی, دانلود رایگان, اس ام اس جدید

داستان و ریشه اولیه و جالب ضرب المثل های ایرانی

ریشه اولیه ضرب المثل های ایرانی

داستان و ریشه اولیه و جالب ضرب المثل های ایرانی

 

می گویند: درویشی بود که در کوچه و محله راه می رفت و می خواند:

“هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی”

اتفاقاً زنی مکاره این درویش را دید و خوب گوش داد که ببیند چه می گوید

وقتی شعرش را شنید گفت: “من پدر این درویش را در می آورم”.

زن به خانه رفت و خمیر درست کرد و یک فتیر شیرین پخت و

کمی زهر هم لای فتیر ریخت و آورد و به درویش داد و رفت به خانه اش و به

همسایه ها گفت: “من به این درویش ثابت می کنم که هرچه کنی به خود نمی کنی”.

از قضا زن یک پسر داشت که هفت سال بود گم شده بود یک دفعه پسر پیدا شد

و برخورد به درویش و سلامی کرد و گفت:

“من از راه دور آمده ام و گرسنه ام”

درویش هم همان فتیر شیرین زهری را به او داد و گفت:

“زنی برای ثواب این فتیر را برای من پخته، بگیر و بخور جوان!”

پسر فتیر را خورد و حالش به هم خورد و به درویش گفت

: “درویش! این چی بود که سوختم؟”

درویش فوری رفت و زن را خبر کرد

زن دوان دوان آمد و دید پسر خودش است!

همانطور که توی سرش می زد و شیون می کرد،

گفت: “حقا که تو راست گفتی؛ هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی”.

ضرب المثل های ایرانی


    پست الکترونیکی خود را بدون www وارد کنید.

کم نظیر

تبلیغات